یک پلان دین

منوی اصلی
صفحه اصلي :
صفحه اول
اخبار سایت
دانلود
درباره ی ما
جستجو در مطالب
ارتباط با ما

سایر بخش ها :
آمار بازديد ها
گالری
نظرسنجي
منو اصلي :

09 : 33 : 46
تاریخ : 12/6/1389

موضوعات

بدون موضوع (عمومی)


حضور روحانیت در سینما
به نظر شما حضور روحانیت در سینما
بسیار لازم است
مفید است
به هم ربطی ندارد
ضرر می زند

نتایج نظر سنجی


تبلیغات
جشنواره  سراسری وبلاگ نویسی تبیان در حال برگزاری است . ثبت نام کنید
تبلیغات


سنگسار ثريا؛ هدف وسيله را توجيه مي كند يا نه؟

در باره اين فيلم نقدهاي زيادي انجام شده است، كه به نظر مانند خود فيلم افراط و تفريط هايي زيادي در آنها مشاهده مي شود، عده اي كه مدعيان دين داري اند سريع با نسبتهايي كه مي دهند، آن را از ابتدا مردود دانسته، -هر چند كه در اكثر مواقع نيز صحيح گفته اند- ومدعيان روشنفكري ما نيز به سرعت در تاييد آن نوشته ها مي نويسند. - و هر چند كه نديده باشند -
در حقيقت ياد گرفته ايم براي بيان حرفمان و به كرسي نشاندن آن، حق وباطل را با هم مخلوط بكنيم - هر چند باعث تحريف در دين خدا بشود -  وبه نتيجه مطلوب و مورد علاقه مان برسيم، به بيان ديگر يك توافق نحس دوطرفه شكل گرفته بر اين كه: هدف وسيله را توجيه مي كند.
اما فيلم سنگسار ثريا، هم از اين موضوع مستثني نبوده وبا مخلوط كردن حق وباطل مي خواهد بگويد: سنگسار و رجمي كه در اسلام موجود است، خلاف حقوق بشر است، يك عمل غير انساني و...(ومطالبي عليه انقلاب اسلامي ايران، كه در پست ديگري به آن خواهيم پرداخت)
از جمله موارادي كه حق و باطل در آن مخلوط شده وتحريف ديني در آن رخ داده شده است شرايط لازم، مورد نياز و تاكيد براي سنگسار كردن زنا كننده است:‌
1- در فيلم به دو شاهد اكتفا مي شود، در حالي كه در اسلام 4 شاهد را لازم مي داند.
2- عدالت در شاهد شرط است، درحالي كه در فيلم اين موضوع از سوي طلبه و روحاني روستا مورد نفي قرار مي گيرد، ودر ضمن ديالوگي مي گويد: هر كسي بخواهد مي تواند براي شهادت پا وسط بگذارد.
3- يكي از شاهدان شوهر ثريا است، درحالي كه او نمي تواند از شاهدها باشد، استفتايي كه شده است در اين زمينه كمك شاياني به ما مي كند.
سوال:‌آيا در جهت اثبات زناي زوجه (زن)، شهادت زوج (مرد) به ضميمه شهادت فرزندان، يا شهادت فرزندان به تنهايي كفايت مي كند؟
جواب: شهادت آنها در صورتي كه شرايط شهادت در آنها جمع باشد، كافي است؛ ولي اگر زوج  جدا گانه مدعي باشد (چنانچه در فيلم سنگسار ثريا نيز همين گونه است) بايد چهار شاهد بياورد.
4- يكي ديگر از شرايط لازمه براي رجم، مربوط به شاهدان - علاوه بر عدالت - اين است، كه هر چهار نفر با هم اين موضوع را ديده باشند، مانند ورود ميله در سرمه دان، درحالي كه در اين فيلم چنين شرطي نيز ناديده گرفته شده است.
5- از همه اين تحريفات گفته شده و نگفته شده كه بگذريم، يك مطلب مهم ديگر  باقي مي ماند، وآن وقوع اصل زنا است، وعلاوه بر آن همين زنا مورد شهادت شاهدين نيز بايد باشد، در حالي كه در فيلم هيچ كدام شهادت بر زنا نمي دهند، ومي گويند: ثريا در خانه ي هاشم خوابيده است، و حرفهايي كه بايد به شوهرش مي زده است را به هاشم گفته است. (هر چند كه اين هم دروغ بود، وثريا چنين كارهايي نكرده بود.)
يك سوال: وقتي هيچ كدام از شرايط اين لازم براي اجراي سنگسار در نظر نگرفته شده است، چگونه مي توان  براي جريمه اي كه در نظر گرفته شده است، حكم كرد!!!مثلا مي گويند هر كسي از چراغ قرمز رد شد، بين خطوط حركت كرد، سرعت بيش از حد داشت و... ماشينش را توقيف مي كنيم، حال ما بياييم يك راننده اي را به تصوير بكشيم كه هيچ كدام از اين خلاف ها را مرتكب نشده، ولي پليس ماشينش را توقيف مي كند. -آن چيزي كه در اين فيلم اتفاق افتاده است.-

سنگسار ثريا

موضوع : مطالب عمومی

23/10/1388 - 11:18:1

نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 42 بار بازديد شده

قيصر فراموش شده -نقد فيلم قيصر كيميايي-

فيلم محاكمه در خيابان بهانه اي شد، تا يكبار ديگر به آرشيوم مرجعه بكنم، ونگاهي به فيلم قيصر بيندازم، ودوباره دستمايه فيلمهاي كيميايي يعني خيانت و ناموس را به جلوه و بياني ديگر در آن مشاهده كنم،‌ همان گونه كه در سرب نيز با بياني ديگر رخ مي نمود، خيانتي كه تا چه مقدار مي تواند خطرناك باشد ورشته هاي درهم تنيده ي يك خانواده را به يك باره از هم بشكافد.

به شخصه از قيصر لذت بردم و داستان آن را دوست داشتم و به نظرم جامعه امروز با نگاهي به گذشته خود و اين فيلم، بايد غيرت از دست رفته خود را بازيابي بكند، غيرتي كه عده اي به ظاهر روشنفكر و متمدن به دنبال فراموشي آن هستند و آن را سنتي نكوهيده به جا مانده از گذشتگان مي دانند، عده اي ديگر نيز به دنبال تاويل و تفسير نويني از غيرت هستند كه اين گروه به مراتب از گروه قبلي نيز خطرناكتر هستند. به نظر اين گروه روابط زن و مرد مشكلي ندارد و معتقدند غيرت يعني اينكه شما نگذاريد زنتان ناراحت بشود!!!

موضوع : مطالب عمومی

23/10/1388 - 11:14:1

نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 42 بار بازديد شده

محاكمه در خيابان

محاكمه در خيابان، دو كلمه اي كه بيشتر از آن كه شباهتي با هم داشته باشند، در تضاد با يكديگر قرار گرفته اند، يكي محل زندگي و ديگري محل جنگ و دعوا.

اصولا محاكمه اي در خيابان رخ نمي دهد، مگر آنكه جامعه ي تصوير شده كيميايي را بفهميم، جامعه اي كه رنگ زندگي از آن رخت بسته است،  ونگاه هاي سياه و سفيد جاي آن را گرفته است، - هرچند كه نگاه هاي سياه در اين جامعه بيشتر است- جامعه اي كه خيانت جاي وفاداري و بي كاري جاي كار را در آن گرفته است، صداقت جاي خودش را به دروغ و ناموس داري به بي ناموسي داده است، قانون و قانون مداري نيز ساك سفر بسته و قانون گريزي مكان او را نيز تصاحب كرده است، و لامحاله نااميدي نيز جاي اميد به زندگي را از آن خود كرده است.

به راستي در چنين جامعه اي براي حل دعوا به نماينده قانون مراجعه مي شود!!! پاسخ اين سوال واضح و روشن است، خير! چون در چنين جامعه اي مجري و نماينده قانون نيز جاي خودش را به چاقو داده است.

با اين همه جابه جايي ها معلوم مي شود كه محاكمه در خيابان در چنين جامعه اي هم دور از تصور نيست، در حقيقت دادگاه نيز جايش را به خيابان داده است، در چنين محاكمه اي است كه هر فردي زورش بيشتر است حق را نيز با خود به يدك مي كشد!!!

چنين جامعه اي بعد از اندك مدتي رو به افول و سقوط مي رود، چنان چه كيميايي در اواخر فيلم با نشان دادن ماشين هايي كه همه به يك سو حركت مي كردند - نمادي از جامعه- وبرعكس شدن تصوير ماشين ها به زيبايي سقوط اين جامعه را به تصوير مي كشد، آن چيزي كه براي چنين مردمي دور از ذهن هم نيست.

محاكمه در خيابان مسعود كيميايي پوستر فيلم

موضوع : مطالب عمومی

16/10/1388 - 19:37:1

نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 42 بار بازديد شده

در ادامه مطالعات: تدوين و نظريه آيزنشتاين

آيزنشتاين نظراتش در مورد تدوين را مديون خواندن شعرهاي هايكو است، اين شعرها بود كه وي را به شناخت نقش مونتاژ در سينما سوق داد.

شعرهاي هايكو از مجموعه ايدئوگرام (برخورد دو ايده) تشكيل شده بود، اين سبك شعري مجموعه ي كوچكي از ادراكات حسي را ضبط كرده، ذهن را وادار مي سازد تا اثري كلي از آنها اخذ كند و بدين ترتيب اثر رواني دقيقي در ذهن بيننده توليد مي كند.

مانند:

كلاغ تنهايي

بر شاخ بي برگي

در شامگاه پاييزي

هر عبارت اين شعر را مي توان اتراكسيوني (ايده) دانست و تركيب كلي عبارات را مشابه عمل مونتاژ. برخورد اتراكسيون ها از سطري به سطر ديگر، اثر رواني يكپارچه اي را به وجود مي آورد كه هم ويژگي سبك شعري هايكو و هم ويژگي مونتاژ در سينما است.

 

 

برگرفته از كتاب تئوري هاي اساسي فيلم، دادلي اندرو

موضوع : مطالب عمومی

13/10/1388 - 10:50:1

نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 42 بار بازديد شده

... وقتي پالپ فيكشن

چند روز پيش داشتم در صحن رضوي حرم آقا امام رضا (ع) راه مي رفتم، چون هوا سرد بود سرم را پايين گرفته بودم و حسابي سر به زير شده بودم.

همين طور كه داشتم مي رفتم فاصل بين دو صحن را ترجيح دادم مثل اغلب مردم از يك جاي سقف دار ميانبر بزنم، وقتي رفتم زير سقف؛ همين طور سر و صدا از بالا مي آمد، بالا را كه ديدم، فهميدم كارگران مشغول كار هستند، در اين بين هم ديدم يك چيز از بالا داره مي آيد پايين.

در حركت بودم و با خودم فكر مي كرد كه اين چيه از بالا داره مي آيد؟

با خودم گفتم بابا به تو چي كار داره، دو دقيقه هم كه اومدي حرم _ در همين لحظه هم سرم را پايين آوردم _ ببين به چه چيزهايي.......بووووووممممممم

وقتي برگشتم ديدم به به يك آجر بزرگ افتاده پشت سر من و جلوي يك نفر ديگه!!!

همين طور مات موندم، ياد پالپ فيكشن - قصه هاي عامه پسند -  اثر كوانتين تارانتينو افتادم، ياد اون سياه پوست -ساموئل ال جکسون- افتادم، كه وقتي چند تا گلوله خورد بغل سرش، معتقد بود معجزه شده و مسير زندگيش را عوض كرد و...

مي خواستم من هم عوض بشم...

ولي بعد از مدتي كه دوباره از حادثه فاصله گرفتم با خودم گفتم عوض شدن توي فيلم فقط با نوشتن چند تا سناريو محقق مي شود، ولي در عالم خارج بسيار سخت است، چون پا گذاشتن روي نفس آدمي كار آسوني نيست!!!!

اما از اون به بعد تصميم گرفتم هرچند كم ولي بهتر بشوم.

موضوع : مطالب عمومی

13/10/1388 - 10:49:4

نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 42 بار بازديد شده

کدام دین کدام سینما

حکم به صندلی ام چسبیده و نفسم در سینه حبس شده، مسیح را به صلیب می کشند قطره ای از آسمان جدا شده و بر روی خاک می افتد، کات به صحنه هایی از فیلم "اردت"، "مصائب ژاندارک"، "سگ اندلسی"، "بمان"، "هفت"، "شک"، "روز واقعه"، سکانس ماهی ها در "بچه های آسمان"، پلان انتهایی "خیلی دور خیلی نزدیک" که دستی از سقف ماشین داخل میشود و نور می تابد، نماز سرباز در جنگل و همهمه بلبلان در"یک تکه نان" و...

مجری برنامه پشت تریبون حاضر می شود مقدمه ای کوتاه را بیان می کند که «...بدون شك تبلیغات در جهان امروزی با هنر همراه است و هنرهای تصویری به خصوص سینما یکی از اهرم های قدرتمند تبلیغات به شمار می روند که دولت ها از آن برای القاء فرهنگ و اعتقادات خود بهره می گیرند، البته برخی به اشتباه آن را ابزار سرگرمی صرف می دانند حال آنکه سالیانه میلیاردها دلار هزینه می شود برای ساخت فیلم هایی در مسیر ترویج اندیشه های الحادی و ضد اسلامی. امروزه با توجه به رشد و تغییر زبان گفتمانی ملت ها و برافروخته شدن جنگ رسانه ها، سینما به عنوان هنری جذاب، نافذ و با مخاطبان بسیار نقش استراتژیک به خود گرفته است ...» مجری برنامه در ادامه می گوید: نشستی که در خدمتتان هستیم همایشی است با عنوان بررسی وضعیت سینمای دینی در ایران ...

سالن مملو از دانشجویان و تعداد اندکی طلاب علاقمند به سینما است. چند نفر ازمسئولین فرهنگی کشور، برخی از اساتید دانشگاه به همراه دکتر بلخاری، مجید مجیدی، داوود میرباقری، سید رضا میرکریمی، فرج الله سلحشور و یک نفر روحانی در ردیف جلو نشسته اند.

یکی از مسئولین در پشت تریبون حاضر شده بعد از خوش آمد گویی، سینمای بعد از انقلاب را فرهنگی و دینی می خواند و می گوید: باید سینمای ما دین مدار باشد و در جهت تبلیغ ارزشها استفاده شود...

نوبت کارگردانی می شود که او را فیلمساز دینی می دانیم. او فرقی بین سینمای دینی و غیر دینی نمی گذارد و اساسا هر فیلمی را دینی می داند چرا که از اعتقادات و جهان بینی کارگردان نشات گرفته است و ادامه می دهد: سینمای دینی محدود به سینمای تاریخی مذهبی، مناسکی و شعاری نمی شود و اصلا چون دین در تمام شئون زندگی معنا پیدا می کند پس سینمای دینی هم حد و مرزی ندارد...

مجری، روحانی حاضر در جلسه را برای سخنرانی دعوت می کند و ایشان با اشاره به اینکه حوزه علمیه به اهمیت و تاثیر سینما پی برده است می گوید: در حال حاضر طلابی هستند که بصورت تخصصی مباحث مرتبط با سینما را دنبال می کنند اما هنوز نتوانسته ایم ارتباطمان با فیلمسازان را تقویت کنیم تا جزئیات دین در فیلم ها لحاظ شود...

نوبت به سوالات مخاطبین می رسد دانشجویی دستش را بلند کرده و می پرسد: چرا غربی ها هر چه می خواهند از اعتقادات و مناسک دینی شان در فیلم می آورند اما هیچگاه متهم به شعارزدگی نمی شوند اما در ایران اینگونه نیست...؟

یکی از طلاب سوال می کند که آیا اصلا سینما قدرت بیان و انتقال معارف دینی را به بیننده دارد یا فقط تاثیرات احساسی و بی ثبات بر مخاطب می گذارد و نمی توان آن را به عنوان یک ابزار معرفتی برشمرد؟

دانشجویی می گوید: چرا موفقیت فیلم "درباره الی... " را به خاطر بیان هنری یک موضوع اخلاقی مثل دروغ نادیده می گیرید و آیا این فیلم نمی تواند به عنوان الگو مطرح باشد؟

یکی دیگر از حاضرین در جلسه می پرسد تا چه اندازه تضاد سنت و مدرنیته در دینی شدن فیلم ها در ایران تاثیرگذار است؟

سوالات بسیاری مطرح می شود و در نهایت همایشی دیگر به پایان می رسد و همه می روند اما... هنوز روی صندلی ام نشسته و به این می اندیشم که تعامل روحانیت به عنوان کارشناسان دین با فیلمسازان هنوز هم به سطح مطلوب نرسیده است و شاید نه آنها سینما را به خوبی شناخته اند و نه اینها تعریف درستی از دین و گزاره های آن در ذهن دارند در این صورت آرزوی ورود دین به سینما کمی بعید به نظر می رسد یا حداقل اینکه برای خیلی ها در این عرصه سوالاتی وجود دارد و با حلوا حلوا دهان شیرین نمی شود.

با خودم می گویم آیا واقعا می توان سینمای ایران را بعد از انقلاب، دینی دانست؟ آیا ما نباید تعبیرمان را از سینمای دینی تغییر دهیم؟ آیا ما هنوز هم باید ورود دین و معنا به سینما را محصور در فیلم های برسون، برگمان، تارکوفسکی، کوروساوا، اوزو و... بدانیم یا می توان در این زمینه تجربه های نو و دینی عرضه نمود؟ آیا توانسته ایم آن همه نکات معرفتی ناب و غفلت زدا که در لابه لای کلام معصومین (ع) و کتب شیعه مهجور مانده است را به تصویر بکشیم؟ تا کی باید نهادهای فرهنگی فقط به فکر برگزاری همایش ها و جشنواره ها باشند و هیچ اقدام عملی رخ ندهد؟ در این کشور اسلامی چند فیلم دینی ساخته شده و یا چند پروژه دینی با ملاحظه مطالبات هر دو طیف روحانیت و فیلمسازان پشتیبانی شده است؟

مسعود زارعيان

موضوع : مطالب عمومی

13/10/1388 - 10:49:1

نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 42 بار بازديد شده

یک بطری آب سرد، یک تجربه جدید (اولین نقد فیلم رویش)

معضلات آپارتمانی که گویا شهرداری مشهد را هم کلافه کرده بود، سبب شده بود تا به سفارش شهرداری چنین فیلمی ساخته شود، داستان فیلم با ورود سرباز به آپارتمان شروع می شود، ودر این بین به معضلات آپارتمان نشینی می پردازد، مثلا هنوز مردم کفش هایشان را دم در می گذارند، ویا داد و بی داد می کنند، عده ای هم صدای آهنگشان را تا جایی که می توانند بلند می کنند و... - ولی منتقدی که آنجا بود گفت تم و موضوع فیلم سرگشتگی و انتظار است -

از آنجایی که بیش از ۸۰ درصد فیلم در راه پله ها می گذشت، ولذا مشکلاتی را از جهت نورپردازی و زاویه دوربین برای کارگردان ایجاد کرده بود، علاوه بر این ها در پرداخت مشکل زیادی داشت، وتقریبا بسیار از هم گسیخته بود، و بازی های ابتدایی بازیگران نیز به هرچه ابتدایی تر بودن کار می افزود.

گذاشتن یک تصویر بی ربط از حرم امام رضا (ع) در فیلم هم جالب توجه بود!!!

نکته قابل توجه تر این بود که کارگردان یک موسیقی با صدای یک ارمنی در فیلم گذاشته بود، که به قول خودش کلی برایش زحمت داشته -چون موسیقی آرشیوی نبوده است، و تازه به شهر دیگری هم رفته واین قطعه را تهیه کرده است چون در مشهد کسی نبوده که ارمنی بلد باشه- و در روند فیلم تاثیر داشته است، ولی نکرده بود این را زیرنویس فارسی برایش بگذارد چون هیچ کس آنجا ارمنی بلد نبود واین همه زحمت هدر رفته بود.

اما از حق نگذریم نسبت به بعضی از آثاری که من دیدم کمی بهتر بود، علاوه بر اینکه کار در راه پله انجام شده بود، وسختی های خودش را می طلبد.

موضوع : مطالب عمومی

13/10/1388 - 10:48:5

نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 42 بار بازديد شده

اندر سوتی های جشنواره رویش (گزارش سوم

رویش هم مانند بسیاری از جشنواره هایی که در ایران برگزار می شود، سوتی کم نداشت.

مثلا در بخش بين المللي در برنامه ای که داده بودند نه اسمی از فیلم بود، نه از کارگردان، ونه کشور سازنده و ...

ولذا باید همین طور می رفتی توی سالن ها می نشستی تا اتفاقی یک فیلم ببینی!

از بد حادثه سالنی که ما رفتیم یک فیلم هندی پخش کرد!

ما هم بالاخره این همه راه اومده بودیم نشستیم به دیدن، اما از اونجایی که زبان اصلی هندی بود و با زیر نویس انگلیسی ولذا هیچی از دیالوگها را نمی فهمیدیم، با خودمون گفتیم دیالوگ ها را نمی فهمیم ولی تصویر رو که می بینیم، همین طور که تا دقیقه ۵ داشتیم می دیدیم یک دفعه قطع شد!

چون سابقه نداشت فیلمی قطع بشه فکر کردم کسی می خواد بیاد ترجمه بکنه و خلاصه ای از فیلم را تعریف بکنه. اما هرچی نشستیم دیدیم خبری نشد، و بعد از مدتی دوباره همون را گذاشتند، مردم هم در بین فیلم همین طور سالن را ترک می کردند.

بعدا فهمیدیم می خواستند تازه ببینند که زیر نویس فارسی داره و یا نه!؟

البته این مشکل فقط مربوط به همین فیلم نبود، چون بعضی فیلمها که درشان آهنگهای ترکی و کردی بود هم همین مشکل را داشتند، چون تقريبا كسي نمي فهميد چه مي گويند، که در یک پست جدا گانه ای به آن می پردازم.

سوتی بعدی این بود که پرده سینما با فیلم ها برابری نداشت، برای همین فیلمها از بالا و پایین بیرون زده بودند. وتقریبا هر چی فیلم دیدیم همین مشکل را داشت.

از اینها که بگذریم بعد از تمام شدن هر فیلمی یک وله می گذاشتند، که آرم رویش با یک حدیث بالای سرش پخش می شد، ولی روز بد نبینید، اول اینکه نمی دونم کی این قدر زشت درست کرده بود. دوما ربط احادیث انتخاب شده با این جشنواره چی بود!! مثلا نوشته بود توانی که در زن قرار دارد ده برابر مرد است، آخه یکی نیست بگه این همه حدیث مرتبط، این چیه اینجا نوشتی!!!

پیاده روی دم سالن را هم خراب کرده بودند و همین طور نیم ساخته بود، که یک موکتی را رویش انداخته بودند، ونکرده بودند با شهرداری هماهنگ کنند حداقل دم در سالن را آجر فرش بکنند.

و...

البته از تمام کسانی که در برگزاری این جشنواره دست داشته اند هم انصافا باید یک تشکر کرد، چون کارهای خوبی نیز انجام شده بود، مثلا هیئت انتخاب در اکثر برنامه های نقد حضور داشتند، وتغییر اسم از جشنواره فیلم دینی رویش به جشنواره رویش ـ البته به خاطر اعتراض مجیدی در دوره قبل ـ و...

موضوع : مطالب عمومی

13/10/1388 - 10:48:3

نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 42 بار بازديد شده

انیمیش و یک مشکل اساسی (گزارش دوم از رویش)

در آخرین روز جشنواره رویش به مناسبت پویانمایی ضعیف و بسیار شعاری و روی چتر که در مورد ایثار و از خود گذشتگی بودُ توسط منتقدین (صداقت کریمی و توکلی) این بحث مطرح شد که چرا زمانی را که برای تولید یک انیمیشن گذاشته می شود برای ایده و پرداخت آن گذاشته نمی شود؟

صداقت که این بحث را مطرح کرده بود مدعی بود اکثر پویانمایی هایی که به جشنواره رسیده همین مشکل را دارد!! و تا آنجایی هم که من هم دیدم همین طور بود.

خلاصه از خوش اتفاق یکی از اعضاء هیئت انتخاب انیمیشن آنجا حضور داشت وگفت: وقتی برای هر دقیقه انیمیشن ۱.۵۰۰.۰۰۰ تومان پول می دهند فکر می کنید چقدرش را برای تحقیق و فیلمنامه اختصاص می دهند؟

سوالی که جوابش خیلی جالب و البته ناراحت کننده و خطرناک هم بود، فقط ۲۵ هزار تومان برای تحقیق و فیلمنامه!!!؟؟؟؟

به نظر شما حالا بیش از این می شود انتظار داشت؟

موضوع : مطالب عمومی

13/10/1388 - 10:48:1

نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 42 بار بازديد شده

پنجمين جشنواره فيلم رويش! -گزارش اول-

ديروز يعني 9 آذر 1388 با رفقاي طلبه رفتيم سينما هويزه مشهد تا به اصطلاح فيلمهاي ديني ببنيم.

توي سالني كه ما نشسته بوديم اول آق قيون (علي عابدي - مستند - 28 دقيقه) را نشان داد، اما از اونجايي كه بعد از نماز مغرب فيلم شروع شد چند دقيقه اولش را نديدم، بقيه اش را هم كه ديدم براي از دست دادن اول فيلم خوشحال شدم، چون واقعا مستند ... بود.

بعد از اون راه نا تمام (شاهين تقي خاني - مستند - 20 دقيقه) پخش شد، اين مستند داستاني در مورد سربازهاي مين ياب بود، سختي ها ورنجهاي آنها را به تصوير مي كشيد، هرچند كه جاي پرداخت بهتري را داشت ولي نسبت به قبلي خيلي بهتر بود.

سومين فيلم يك انيميشن به نام قصيده تائيه (مجمد رضا نجفي امامي - پويانمايي - 17 دقيقه) اكران شد، همان طور كه از اسمش پيدا بود در مورد قصيده دعبل خزاعي شاعر امام علي بن موسي الرضا (ع) بود، به نظرم داستان جالبي مي آمد ولي علاوه بر پرداخت ضعيف، ديالوگها نيز دچار مشكلات عديدي بودند، وارتباط برقرار كردن با آنها به سختي انجام مي شد، از اينها كه بگزريم لباسها هم به شخصيتهاي آن زمان نمي خورد، تازه داستان نيز داراي بريدگي هايي بود.

اينجا جاده ها پايان ندارد (توفيق اماني - داستاني - 23 دقيقه) فيلم آخري بود كه اكران شد.اين فيلم در مقايسه با سه فيلم ديگر چشم نواز تر بود.

در آخر با خودم گفتم اگر همين طور پيش بريم ان شاء الله تا چند هزار ساله ديگه يك سري پيشرفتهايي را در زمينه سينماي ديني مي توانيم پيش بيني بكنيم.

موضوع : مطالب عمومی

13/10/1388 - 10:46:1

نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 42 بار بازديد شده

بزرگترين ظلم به زنان در سينما و تلويزيون

جمعه تلویزیون را روشن کرده بودم، و پایش نشسته بودم، طبق معمول از این شبکه به اون شبکه، از اون شبکه به این شبکه، تا بلکه یک فیلمی، ورزشی، طنزی و یا چیز جالبی نشون بده و ما هم بهره ببریم، ولی انگار نه انگار که این تلویزیون مخاطب هم داره! همین طور توی هر شبکه دو تا آدم آورده بودند با هم از هر مطلبی که می خواستند حرف می زدند، و یا اینکه فیلمهای هزار بار دیده شده را برای بار دوهزارم پخش می کردند، به لطف بچه فوتبال هم که تعطیل شده بود، خلاصه حسابی حالمون گرفته شده بود، تا اینکه توی همین سرچ کردن ها یک جمله خیلی جالب شنیدم.

بحث از این قرار بود که شبکه 4 دو تا زن آورده بودند، وداشتند با هم حرف می زند، که یکی از این خانم ها گفت: بزرگتریم ظلمی که به زنان می شود در تلویزیون و سینما اینه که وقتی می خواهند بگویند زنان جایگاه مناسبی دارند، آن زن نقش مردها را بازی می کند، نه اینکه از طریق همان زنانگی خودش جایگاه مناسبی داشته باشد.(نقل به مضمون)

برایم جالب بود، ودقتم را که بیشتر کردم دیدم واقعا همین طور شده وقتی می خواهند بگویند، زنان هم مانند مردان هستند، نقش ها ورفتارهای مردگونه به آنها می دهند، تا این گونه اظهار وجود بکنند، به بیان دیگر زن نمی تواند بلند مرتبه باشد مگر انکه ادای مردها را در بیاورد.

(این آشفتگی متن به خاطر امتحاناتی که دارم، شما خودتون خوب بخونید)

موضوع : مطالب عمومی

23/8/1388 - 09:23:30

نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 42 بار بازديد شده

مطلب جدید ...

هر چند دير است، ولي اين براي دوستاني كه مي خواهند بيشتر با من آشنا شوند. (پروفايل سيد مجتبي نريماني)

موضوع : مطالب عمومی

23/8/1388 - 09:22:53

نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 42 بار بازديد شده

يك تاسف بزرگ

شهید آوینی:

"عقل معاش می گوید: که شب هنگام خفتن است؛ اما عشق می گوید: که بیدار باش، در راه خدا بیدار باش، تا روح تو چون شعاعی از نور به شمس وجود حق اتصال یابد.

عقل معاش می گوید: که شب هنگام خفتن است؛ اما عقل معاد می گوید: که همه چشم ها در ظلمات محشر، در هنگامه فزع اکبر از هول قیامت گریانند، مگر چشمی که در راه خدا بیدار مانده و از خوف او گریسته باشد.

عقل معاش می گوید: که شب هنگام خفتن است؛ اما عشق می گوید: چگونه می توان خفت، وقتی که جهان ظلمت کده کفر آبادی است که در آن احکام حق مورد غفلت است".

مدتی است دنبال این بودم تا به نحوی از اعمال و رفتار خود، اعلام انزجار کنم؛ وقتی  این جملات را شنیدم به نظرم خیلی جالب آمد، بارها گوش دلم را به آن سپردم، مدتی از خودم و اطرافم بدم آمد، دیدم این حال روزگار من است. و تنها چیزی که در ذهنم مرور کردم یک تاسف بود، تاسف از اینکه امروز عقل معاشم بر عقل معاد و عشق غلبه کرده است!

موضوع : مطالب عمومی

23/8/1388 - 09:21:50

نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 42 بار بازديد شده

ما كه هميشه در خواب غفلتيم

وقتي ديشب شنيدم كه باري .ام اسبورن -تهيه كننده فيلم هاي ماتريكس وارباب حلقه ها - مي خواهد فيلم حضرت محمد (ص) را بسازد، خيلي ناراحت شدم، البته نه براي اينكه او يك يهودي صهيونيستي است، بلكه از دست خودمان ناراحت شدم، و از اينكه نمي خواهيم از خواب غفلت بيدار شويم.

البته از قديم گفته اند آدم خواب را مي شود بيدار كرد ولي آدمي كه خودش را به خواب مي زند، را نمي شود، كه ما گويا از دسته ي دوم هستيم.

اينها بماند، تازه ديشب مجري اخبار راديو وقتي اين خبر را مي خواند، با لحني اعتراض آميز شروع كرد به اشكال كه بله اين مي خواهد ...

موضوع : مطالب عمومی

23/8/1388 - 09:21:05

نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 42 بار بازديد شده

مطلب جدید ...

ترانه ی اندوهگین کوهستان

این فیلم داستان مردانی است که 18 سال پس از پایان جنگ در آسایشگاه روانی بستری اند، اما هنوز در انتظار بازگشت به خانه هستند.

اولین چیزی که در فیلم به نظر می آید سیاه و سفید بودن فیلم است. این سیاه و بودن فیلم می تواند دو موضوع مهم را برساند:

اولا: اینها در آرمان گذشته خود هنوز باقی هستند، علت این حرف:

1- سالها از جنگ گذشته ولی هنوز در حال و هوای جنگ هستند.

2- نوشته ی سلام بر حسین، لعنت بر یزید.

3- خواندن شعرهای مربوط به هشت سال دفاع مقدس.

4- شنیدن صداهای تیر، و تفنگی که در ذهن آنها هست. و...

دوما: زندگی آنها فقط دو رنگی است ونه صد رنگی، که این دو رنگ در زندگی شان دائم در حال تکرار شدن است، که الِِمانهای فراوانی بر وجود این دو رنگی در زندگی آنها وجود دارد، مثلا:

1- همین که هیچ گدام دوست ندارد در بنیاد بماند، مثلا مجروحی که می گوید: از وقتی چشم باز کرده ام تو این بنیاد هستم.

2- و یا مجروحی که به مجروح دیگر می گوید: تو هشت سال اینجا دوام آوردی، ولی من دو ماه دیگه هم نمی توانم اینجا دوام بیاورم.

3- و یا مجروحی که می گوید: اما فکر می کنم اگه مرتکب قتل هم شده بودیم تا حالا دیگه عفو می خورد بهمون، مرخص می شدیم، حالا چرا اینجا نگه داشتند، شاید دوست دارند عتیقه مان کنند، بفرستند بیرون.

4- ویا : موقعی که از خواب بلند می شم، ترجیح می دم، که چشمام و باز می کنم تو خانه باشم، اما چشمام و باز می کنم می بینم همون جایی هستم که دیروز بودم.

5- خواندن شعر: این زندگی همش غمه

هر چند که در لحظه ی عید (آخر فیلم) شاهد آن هستیم که مدتی را رنگی نشان می دهد، و آهنگ شادی را می زند، که پرندگان در صدای آن موج می زند، ولی دوباره بعد از ثانیه هایی دوباره آهنگ غم انگیز شده و همان حالت سابق را برای مجروحان جنگ تداعی می کند، گویا هنوز هم آنها زندگی سیاه و سفیدی را صاحب هستند.

حال با این همه انتظارات جانبازان از مردم فقط دو چیز است:

اولا ورود به دنیای بیرون است:

1- مجروحی که از نرده های آهنی بالا می رود و با چه حسرتی به بیرون نگاه می کند، به افرادی که اگر امروز در بیرون به این راحتی و با این آرامش می توانند حرکت کنند، مدیون همین جانبازان هستند، جانبازانی که امروز دیگر جامعه آنها را طرد کرده است. و در همین حین صدای این شعر را می شنویم:

2- روید ای دوستان، من کنج میخانه می مانم گر از میخانه باز آیم، مرا غم باز می جوید

3- مجروحی که آرزویش را دیدن دخترش و پا بوس امام رضا رفتن معرفی می کند.

4- و یا دیگری که می گوید: عید دوست دارم پیش خانواده ام باشم، پیش زن وبچه ام باشم

5- و یا: عید دوست دارم پهلو بچه هام باشم چون خیلی دوستشون دارم

6- خواندن شعر: دلم می خواد به اصفهان برگردم به نصف جهان برگردم

دوما اهمیت دادن به خانواده های آنهاست:

1- مجروحی که می گوید 10 سال است پول نگرفته است، دود این تو چشم دخترم رفته، آخه دخترم چه گناهی کرده.

2- و یا مجروح دیگر که می گوید: شوهر دخترم تقریبا دو برابر سن خودش و داره.

3- و یا اینکه می گوید: سبزه درست کردم، تا ببرم برای بچه هام، بعد سبزه را نگاه کنند خوششون بیاد، که پدر به یاد اونها بوده، و هست، و خواهد بود.

ولی با همه این از جان گذشتگی ها همین در درخواست آنها هم اجابت نمی شود، و شاید تنها چیزی که توانسته آنها را تا امروز سر پا نگه دارد، توکل بیش از اندازه ی آنها است، که در دو دیالوگ این توکل موج می زند، و با تمامی مشکلاتشان باز هم می گویند:

1- «من خدا را خیلی دوست دارم، خیلی.»

2- «خدا خیلی زیباست، من خدا را دیدم، خیلی زیباست، چشمام و بستم.»

موضوع : مطالب عمومی

11/8/1388 - 16:51:37

نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 42 بار بازديد شده

اطلاعات

آمار بازديد:
بازديد امروز : 14
بارديد ديروز : 28
بازديد کلي : 13720
آمار مطالب :
کل مطالب : 32
کل نظرات : 14

اخبار سایت

هیچ خبری در این قسمت وجود ندارد !


لینک دوستان

عشق بی پایان

منتخبین دور اول مسابقه تبیان

•ܓܨܓܨ ღخرابه دلღ ܓܨܓܨ•

هم آواز

امین

نوین تصویر

زیر آسمان دنیای مجازی

امید رئیس دهکده جهانی

100 فیلم برتر تاریخ سینما

ماهنامه فیلم

صد فیلم

سینما چهار: جمعه ها ساعت 20:30

سینما یک : پنجشنبه ها ساعت 22

مستند چهار: سه شنبه ها: ساعت 21:15

سینما اقتباس: یکشنبه ها ساعت 20:30

پایگاه خبری سینمای ما

امیر قادری

دانشنامه آنلاین فارسی (بعضی از مقالات برگزیده نویسنده این وبلاگ)

یک پلان دین قبلی


مطالب گذشته
15 مطلب اخیر :
· حلقه سينما
· طلبه بلاگ با حضور مدير سرويس بلاگفا، ده نمكي و... افتتاح شد
· سينماي آخر الزماني و آرماگدون
· حجت الاسلام زم: دولت ها باید به سینما نگاهی ملی، بلکه فرا ملی داشته باشند.
· تحلیل روند دینی شدن سینما با حضور حسین معززی نیا
· درباره نقد
· مطلب جدید ...
· مولفه های نقد
· مفاهیم دینی در سینمای معاصر
· « ...مخاطب؟ غایب.»
· سینمای دینی و سید رضا میر کریمی
· سینما دینی
· پستال کد یاهو برای ایران
· شانه به شانه، نه سایه به سایه (نیم نگاهی به فیلم دل شکسته اثر علی روئین تن)
· کابالا و آخر الزمان

لیست صفحات

نمایش صفحه ی 1 از 3 (15 نمایش در هر صفحه )

صفحه اصلي | جستجو | دريافت فايل | آرشيو اخبار | تماس با ما
یک پلان دین

Copyright © 2006-2009 cinema - Design: Template.vcp.ir

تمامی حقوق مطالب، تصاویر و طرح قالب برای سینما + دین = سینمای دینی محفوظ است، نقل و استفاده از آنها در سایت ها و نشریات تنها با ذکر منبع مجاز میباشد

Powered By VCPanel and Hosted By vcp.ir