یک پلان دین

منوی اصلی
صفحه اصلي :
صفحه اول
اخبار سایت
دانلود
درباره ی ما
جستجو در مطالب
ارتباط با ما

سایر بخش ها :
آمار بازديد ها
گالری
نظرسنجي
منو اصلي :

14 : 38 : 18
تاریخ : 8/11/1390

موضوعات

بدون موضوع (عمومی)


حضور روحانیت در سینما
به نظر شما حضور روحانیت در سینما
بسیار لازم است
مفید است
به هم ربطی ندارد
ضرر می زند

نتایج نظر سنجی


تبلیغات
جشنواره  سراسری وبلاگ نویسی تبیان در حال برگزاری است . ثبت نام کنید
تبلیغات


بررسي رسانه هاي تصويري عاشورايي / تهديدات

  مطلبي كه به اين ايام هم مربوط مي شود، بحثه "رسانه هاي تصويري و تهديدات آن براي فرهنگ عاشورايي"، است. مطلبي كه به اين ايام هم مربوط مي شود، بحثه "رسانه هاي تصويري و تهديدات آن براي فرهنگ عاشورايي"، است.

كاهش مشاركت در مراسم عذاداري و تبديل شدن مخاطب به يك فرد مشاهده‌گر؛

دورافتادن مخاطب از تجربه و حس ديني اصيل؛

مرجعيت يافتن خود تلويزيون و سينما؛ كاهش قداست و عادي‌سازي آن؛

تضاد بين اهداف دين و رسانه (برای توضیح بیشتر به ادامه مطلب مراجعه شود)

موضوع : مطالب عمومی

5/10/1390 - 12:23:17

نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 42 بار بازديد شده

علل نارسايي در پيام رساني عاشورایی

اگر بخواهيم علل نارسايي در پيام رساني عاشورا را ريشه يابي بكنيم، بايد در راس آنها موارد ذيل را قرار بدهيم:

پي نبردن به جايگاه رسانه

عدم به كارگيري پيام‌هاي جذاب و قابل درك و استفاده براي عموم مردم 

يكنواختي شيوه انتقال پيام فزوني نقل مروجين بر عمل آن‌ها

عدم دقت كافي در باره ي سطح مخاطبان

عدم هماهنگي بين مروجين

قبيح ندانستن غلو،

جعل در تبليغ

عدم آزاد انديشي

تسريع در مراحل ساخت

كمبود آثار و كيفيت نازل آنها (برای توضیح بیشتر به ادامه مطلب مراجعه شود)  

موضوع : مطالب عمومی

5/10/1390 - 12:22:48

نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 42 بار بازديد شده

وضعيت نابسان برنامه های عاشورایی

وضعيت نا بسان برنامه های ویژه محرم و صفر را مي توان در موارد ذيل خلاصه كرد:‌

1. نشان دادن مداحي هاي تكراري ...

2. نشان دادن مراسم مذهبي در شهرهاي مختلف مانند تفت و زنجان از چند شبكه به صورت همزمان...

3. اكتفا به سخنراني هاي مساجد و يا تكيه ها...

4.  اكتفا به گفتگوهاي دونفره...

5. نشان دادن فيلم هاي سينمايي ضعيف ...

6. نمایش تکراری فیلمهایی که با عاشورا مناسبت دارد...(توضیحات در ادامه مطلب)

موضوع : مطالب عمومی

5/10/1390 - 12:22:04

نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 42 بار بازديد شده

مقایسه تلویزیون با تئاتر/ رادیو و سینما

مقایسه تلویزیون با رسانه‌های هنری دیگر: عده‌ای تلویزیون را از جهاتی فرزند تئاتر، رادیو و سینما می‌دانستند، که در ادامه این رسانه را با سه رسانه دیگر از جهات مختلف بررسی می‌کنیم.

مقایسه تلویزیون با تئاتر: فرق‌های این دو رسانه:

1.     در تئاتر تمام صحنه را مخاطب می‌بیند؛ ولی در تلویزیون کارگردان می‌گوید که کدام صحنه را ببینی.

2.  مخاطبان تئاتر، به صورت دسته جمعی در کنار هم می‌نشینند، در حالی که مخاطبان تلویزیون، در گروه‌های کوچک یا تک نفره، تلویزیون را مشاهده می‌کنند.

3.  در تئاتر تماشاگر در محل اجراست و قسمتی از اجرا محسوب می‌شود؛ در حالی که در تلویزیون تماشاگر در محل اجرا نیست.

4.     در تئاتر به علت فاصله تماشاگر با بازیگر، نوع پوشش و بازی بازیگر (اغراق) متفاوت از تلویزیون است.

5.     در تئاتر چون به صورت زنده است، امکان اصلاح وجود ندارد؛ ولی در تلویزیون این امکان وجود دارد.

6.     تئاتر بازیگر محور است، در حالی که در تلویزیون این چنین نیست.

 

ادامه دارد

موضوع : مطالب عمومی

5/10/1390 - 12:21:33

نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 42 بار بازديد شده

تهیه‌کننده‌ی تلویزیون کیست؟

تهیه‌کننده‌ی تلویزیون کیست؟ تعاریف مختلفی ارائه شده است؛ از جمله:

1.  زتل: کسی است که بتواند یک ایده‌ی ارزشمند برای طرح در تلویزیون را، به یک برنامه تلویزیونی مطلوب تبدیل کند. (مبدل طرح به برنامه)

2.  پاتریشا هلند: مجموعه‌ای متنوع از مشاغل مدیریتی، اجرایی و هنری را به کار می‌گیرد تا عوامل تهیه‌ی برنامه را در استودیو یا خارج از استودیو، برای تهیه یک برنامه، گردهم آورد؛ اغلب مسئول فکری، مالی و اجرایی کار است، سرپرست تیم محسوب می‌شود، مهارت هایی که تهیه‌کننده نیاز دارد عبارت‌اند از: اندیشیدین خلاقانه، برقراری ارتباط، دانش مدیریت، شناخت قوانین و نگاه محققانه به مسائل.(ص 36)

3.  صداوسیما: فردی است که با شناخت رسانه، جامعه و مخاطب و بهره برداری مناسب از امکانات و منابع، بتواند انواع برنامه‌های تلویزیونی را در کلیه مراحل ساخت (از فکر تا پخش) تدارک ببیند و اداره کند. (نظام حقوق و دستمزد 1370)

4.     از مجموع تعاریف: ویژگی‌های تهیه‌کننده تلویزیونی عبارت‌اند از:

4.1.داشتن خلاقیت و نوآوری

4.2.دارای قدرت و دانش مدیریت

4.3.داشتن روابط عمومی بالا

4.4.توانایی کسب ایده

4.5.آگاهی از منابع تحقیقاتی

4.6.توانایی نگارش متن برنامه

4.7.تخصص در زمینه برنامه‌سازی و داشتن حداقل مدرک کارشناسی

4.8.تجربه در تمامی مراحل برنامه‌سازی

4.9.آشنایی با قوانین فرایند تولید

4.10.                 توانایی برخورد با مسائل غیر منتظره

4.11.                 آشنایی با مخاطب شناسی، ارتباطات و جامعه شناسی

4.12.                 شناخت جامعه مقصد از لحاظ اقتصادی، سیاسی و فرهنگی

4.13.                 تاثیر رسانه‌ای تلویزیون را به خوبی بشناسد

4.14.                 آشنایی با یک زبان بین المللی

4.15.                 داشتن خصوصیات اخلاقی مانند؛

4.15.1.                     انتقادپذیر بودن

4.15.2.                     صداقت در عمل

4.15.3.                     وفاداری با سازمان

4.15.4.                     تسلط بر احساسات

4.15.5.                     اعتقاد به آنچه تولید می‌کند

4.15.6.                     اصالت دادن به وجدان کاری و پس از آن سود مالی

4.15.7.                     الگویی مثبت برای تیم تولید

البته سه مورد از این‌ها اصل کار تهیه کنندگی است، یکی انتخاب و پرورش ایده مناسب، دوم مدیریت عالی و سوم هنر برقرار کردن ارتباط با عوامل است.

موضوع : مطالب عمومی

5/10/1390 - 12:21:04

نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 42 بار بازديد شده

تهیه کنندگی با نگاه سیستمی

قصد دارم از امروز طی چند تا پست خلاصه کتاب تهیه کنندگی برای تلویزیون با نگاه سیستمی آقای محمد رضا پاسدار را بنویسم.

واقعا کتاب خوب و مفیدی است، به سبکی هم نوشته شده است که تقریبا افراد تازه کار هم بفهمند.

فصل اول:

تاریخچه‌ی پیدایش تلویزیون: از قرن 17 و 18 این فکر که می‌توان تصویر را مانند صوت جا به جا کرد به فکر دانشمندانی چون گالوانی، ولتا، امپر، فارادی و مکسول افتاد.

به طور کلی تا اختراع تلویزیون می‌توان دو دوره‌ی کاملا مشخص را دید:

1.   دوره انتقال تصویر با سیم: در سه مرحله انجام شد؛ ابتدا انتقال یک خط ساده، سپس انتقال یک عکس 13 در 18 به مدت 48 ساعت و در آخر کاهش دادن این مدت به 12 دقیقه.

2.   دوره انتقال تصویر بدون سیم: در این زمینه دو مشکل اساسی وجود داشت، یکی تبدیل انرژی نورانی به الکتریکی بود و دیگری خواندن این تصاویر بود، پس از حل این مشکل جان لوگی برد در سال 1923 اولین کسی بود که تصویر دست دستیار خود بدون سیم انتقال داد.

پس از این دوره‌ها در 16 آگوست سال 1936 میلادی، بی بی سی نخستین پخش عمومی را از قصر الکساندرا آغاز نمود و تا سال 1939 برای بیست هزار گیرنده‌ی تلویزیون در لندن و حومه، هفته‌ای 24 ساعت برنامه پخش می‌کرد.

البته در کشورهای دیگر نیز کارهایی انجام گرفت، مثل آمریکا در سال 1931، فرانسه 1935، آلمان 1936 و شوروی 1937.

تا سال 1956 همه برنامه‌ها به صورت زنده پخش می‌شد، تا آنکه شرکت امپکس دستگاه ضبط مغناطیسی را اختراع کرد.

تاریخچه‌ی تلویزیون در ایران: اولین شبکه توسط ثابت پاسال در یازدهم مهر 1337، ساعت 5 بعد از ظهر آغاز به کار کرد.

تلویزیون ملی نیز در 29 اسفند 1345، رسما گشایش یافت.

تلویزیون پس از انقلاب: پس از انقلاب شبکه‌های دیگر نیز به دو شبکه قبلی اضافه شد، مثل شبکه سه (شبکه جوان)، شبکه چهار (شبکه فرهیختگان)، شبکه پنج (شبکه استان تهران)، شبکه شش (شبکه خبر)، شبکه هفت (شبکه آموزشی) و...

در این میان شبکه‌های یک، دو، سه، جام جم، سحر و العالم وظیفه‌ی اطلاع رسانی به آن سوی مرزها را بر عهده گرفت.

موضوع : مطالب عمومی

5/10/1390 - 12:20:23

نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 42 بار بازديد شده

گرگی در لباس میش

استراحت بین کار اصلا به من نیومده

....

چند وقت پیش سر یک کاری بودم  ساعت ۴ عصر وقت استراحت فرار رسید، من هم که خسته بودم طبق معمول شروع کردم با یکی که اونجا بود صحبت کردن، بنده خدا اتفاقا قیافه موجهی هم داشت و یک ریشی هم گذاشته بود، اون هم توی تهران!

با هم کمی که حرف زدیم دیدم به به چه سعادتی، بنده خدا (که اسمش را برای مسائلی نمی آورم!) با یکی از اساتیدم هم دوست صمیمی هستند، به من هم گفت که حتما سلام من را به ایشان برسان.

صحبت که به اینجا رسید بنده خدا گفت من اتفاقا کار فیلم سازی زیاد می گیرم و نمی رسم که انجام بدهم شما هم با ما همکاری می کنید؟

من هم گفتم اگه بتونم خوشحال هم می شم. بعد هم شماره من را گرفت و شماره خودش را هم داد.

دیگه وقت استراحت تموم شده بود و من خداحافظی کردم و رفتم تا توضیحاتی در مورد مستقر کردن جای دوربین بدهم که دیدم مسئول فنی آمد و گفت: این بنده خدا که با هم حرف می زدید پایه های نور را برداشته دارد می بره!!!

سریع رفتم و بهش گفتم عزیز این پایه های نور مال گروه ماست، کجا می بری؟

به صورت خیلی حق به جانب گفت: اِ... اشتباه شده با پایه های خودمون!

من همین جور مونده بودم و هر طوری که خواستم توجیه کنم نشد که نشد چون پایه های نور ما نوی نو بود ولی  از اونها کهنه بود، علاوه بر این پایه های خودش را هم برده بود تازه پایه های ما را هم برده بود و نکرده بود کهنه ها را بگذاره، تازه اش هم کسی که ادعا دارد ۱۲ ساله تهیه کننده سازمانه که نباید یک همچنین چیزهایی را اشتباه کنه! (هر چند که بعد معلوم شد این حرفش هم دروغ بوده و با توجه به پارتیش این کار را بهش داده بودند) بدتر از همه اینها که قبلش هم گروه ما را دور زد و من گفتم احتمالا اشتباه کرده است ولی با این کارش یقین پیدا کردم که واقعا آدم ... هست.

با خودم گفتم ای دل غافل، واقعا مگه یک پایه چقدر ارزشش را داشت که این طوری کرد؟ با خودم خیلی فکر کردم و از اون به بعد تصمیم گرفتم هر حرفی را که یکی در مورد خودش می زند را باور نکنم. (چون موارد مشابه با این را زیاد دیده بودم)

موضوع : مطالب عمومی

5/10/1390 - 12:20:03

نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 42 بار بازديد شده

تجربیات تولید

بالاخره پس از مدتی که همیشه از دور می گفتم لنگش کن، خودم وارد فیلم سازی شدم و چند تا فیلم کوتاه و مستند ساختم.

با اینکه کارهای اولم محسوب می شود و کیفیت مورد نظر خودم را ندارد، ولی این فیلم ها برایم خیلی مفید بوده از این جهت که ترسی که همیشه از تولید داشتم برایم ریخت.

علاوه بر این چند تجربه خوب و شخصی – البته در کار مستند- برایم داشت، که برای من خیلی مفید بود، می خواهم بنویسم شاید هم برای شما مفید باشد: (هر چند که اساتید بارها این مطالب را گوش زد کرده اند ولی آدم تا خودش تجربه نکنه باور نمی کند)

1. هیچ وقت بدون فیلم نامه کامل همراه با دکوپاژ وارد هیچ کاری نشوید، توجیهاتی از این دست که اگر الان نسازم بعد نمی توانم، می روم ببینم چی می شه!، مستند است کلیتی بدونم کفایت می کند و... غیر قابل قبول است، زیرا فقط خودتان را فریب داده اید.

2. هیچ وقت به کسی که کاری با او انجام نداده اید الکی اطمینان نکیند، حتما مطمئن شوید طرف مقابل توانایی کاری را که می خواهید را دارد، علاوه بر آن برای شما از تمام توانی اش استفاده می کند.

3. هیچ گاه در تحقیقات به سایت ها اعتماد نکنید، حتی سایت هایی که از سوی مراکز رسمی و دولتی حمایت می شود و تخصصی درباره آن موضوع صحبت می نویسند، مثل خود من وقتی می خواستم به روستای چنشت بروم در سایت گردشگری رسم و رسومات مختلفی برای آن نوشته شده بود ولی وقتی به آنجا رفتم، پیرمردی که مسئول شورا بود گفت من که تا حالا بیش از 60 سال اینجا هستم نه این چیزها را دیده ام و نه در موردش چیزی شنیده ام!!!

۴. وقتی برای ساخت یک مستند می روید وسوسه نشوید که در کنار این کار، مستند دیگری هم بسازید، چون از هر دو کار خواهید افتاد.

و... (بقیه اش باشه برای بعد)

موضوع : مطالب عمومی

5/10/1390 - 12:19:37

نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 42 بار بازديد شده

"مستند "عهد نامه

سه شنبه هفته پیش با یکی از دوستان شروع به ساخت یک مستند داستانی کردیم که قرار بود از مرحله ایده تا ساخت و پخش روی آنتن کمتر از 10 روز طول بکشد!

هر چند که زمان بسیار کم بود ولی ایده جالبی بود که تا به حال هم کسی سراغش نرفته بود.

...

اما داستان این چند روز که فکر کنم برای شما هم جالب باشد:

حدود 3 روز طول کشید تا فیلمنامه را بنویسیم، به چند تا استاد نشان بدهیم و مشکلاتش را مرتفع بکنیم، البته در کنارش هم باید هماهنگی های لازم جهت مصاحبه انجام می شد، اینکه توی این زمان کم چطوری بشود خانواده شهید مطهری را هماهنگ کرد، اون هم توی این شلوغی که مصادف شده با شهادت استاد و ترافیک برنامه ها، بماند برای بعد.

طبق هماهنگی های انجام شده قرار شد که جمعه ابتدا به خانه همسر شهید مطهری و دکتر مجتبی مطهری برویم (در یک خانه دو طبقه با هم زندگی می کردند) و عصر هم به موزه شهید مطهری برویم تا با علی مطهری مصاحبه ای داشته باشیم.

وقتی که صبح رفتیم خانه همسر شهید مطهری (خانه ای که استاد هم در آن زندگی کرده بودند) برخورد خانواده شهید مطهری با ما که چند تا جوان بودیم و رفته بودیم آنجا خیلی خوب بود، علاوه بر این خبری از زندگی مجلل نبود. (این چیزیه که من دیدم، ولی اینکه واقعا چه خبره را من نمی دونم و ادعایی هم ندارم)

عصر که شد رفتیم موزه تا با آقا علی مطهری مصاحبه داشته باشیم، اونجا منتظر بودیم تا علی آقا بیاید. گروه دیگری هم آنجا بودند و منتظر بودند تا علی آقا بیاید، با تهیه کننده آن گروه شروع به صحبت کردیم و به فکر خودمان دوست هم شدیم. در همین لحظه ها بود که علی آقا اومد، قرار بود که ابتدا اون گروه 10 دقیقه مصاحبه بکند، بعدش هم ما.

ولی روز بد نبینید، اونها که قرار بوده 10 دقیقه وقت دکتر را بگیرند، حدود 1 ساعت وقت دکتر را از روی عمد گرفتند، بعدش هم ایشان چند تا مصاحبه داشتند باید می رفتند، لذا ما مجبور شدیم کلا توی 10 دقیقه ضبط کنیم و تقریبا تمام برنامه های ما به هم ریخت.

ولی این تجربه خوبی بود که دیگه به کسی اطمینان نکنم، چون واقعا اون گروه بدجوری ما را دور زدند، بعدش هم تازه نور ساچلر ما را با خودشان بر داشتند که ببرند، دیگه این رو نگذاشتیم  و ازشون گرفتیم.

ادامه اش برای بعد.....

 

 

 

موضوع : مطالب عمومی

5/10/1390 - 12:19:16

نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 42 بار بازديد شده

از ایده تا پخش از شبکه 3

بعضی وقتها فرصتهایی پیش می آید که انسان باید از آن به نحو احسن استفاده کند، یکی از این فرصتها حدود 10 روز پیش برای من پیش آمد.

...

همان طور که در پست قبلی نوشتم حدود 10 روز پیش پیشنهاد ساخت مستندی در مورد شهید مرتضی مطهری (ره) را گرفتیم، (من و دوستم حق گویان)، ولی این که بتوانیم توی این 10 روز ایده را تبدیل به فیلمنامه کنیم، دکوپاژ کنیم، تصویر برداری کنیم، تدوین کنیم و از شبکه 3 سیما اون هم جمعه پخش کنیم، کمی غیر قابل باور بود ولی با لطف خدا بالاخره انجام شد.

نمی خواهم شعار بدم، چون واقعا وسط کار چند جایی به بن بست رسیدیم، ولی گویا یک قدرت برتر بود که این بن بست ها را باز می کرد، مثلا روز آخر تدوین، بعد از 40 ساعت نخوابیدن، لحظه ای که قرار بود تیتراژ برنامه را بزنیم، کامپیوتر تدوین گر خراب شد و دیگه بالا نمی آمد، فایل را سریع روی لب تاپم زدم، ولی صدایش کلا به هم ریخته بود، یک سری تصاویر و آهنگها را هم نمی خواند، چون اصلش روی کامپیوتری بود که الان خراب شده بود.

مشکل اینجا بود که تا چند ساعت دیگه اگه به پخش نمی رسوندیم دیگه معلوم نبود چی می شه! گفتیم یک کم صبر می کنیم، شاید سرد شود بهتر شود، حدود 2 ساعت صبر کردیم فایده ای نکرد، هر چقدر هم تدوینکر به سخت افزار نگاه انداخت مشکلی نداشت، به کلی نا امید شده بودیم، زحمت چند روزه ی ما به باد رفته بود. همونجا دوست تدوین گر (آقای مجتبی طاهری) گفت من خودم مشکلی برایم پیش اومد 2000 تا صلوات نذر کردم، مشکلم حل شد، شما هم نذر کنید!

ما هم یک کم خندیدیم و گفتیم آخه بابا کامپیوتر خرابه، نذر چی کنیم؟

خلاصه از اون اصرار و از ما هم انکار، تا بالاخره آقا مجتبی حرفش را به کرسی نشوند و ما نذر کردیم، به 10 دقیقه نکشید که کامپیوتر  خود به خود درست شد! (البته آدم تا خودش توی کار نباشه باور این چیزها برایش سخت است، همان طور که ما هم باور نمی کردیم)

 

موضوع : مطالب عمومی

5/10/1390 - 12:18:53

نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 42 بار بازديد شده

خصوصیات میزانسن اکسپرسیونیسم

در سینمای اکسپرسیونیسم ، میزانسن مهم ترین جلوه فیلم به شمار می آمد. در این سینما ، حالات انسانی همه وجوه میزانسن را تحت تاثیر قرار می دهد ، یعنی " بیرون " تحت تاثیر حالات " درونی " انسانی قرار می گیرد.

 

مولفه های میزانسن اکسپرسیونیسم:

1. صحنه:

در فیلمهای اکسپرسیونیستی، درون انسانی به همه وجوه میزانسن  تسری پیدا می کند. در سال‌های ۱۹۲۰، در وصف فیلمهای اکسپرسیونیستی غالباً اشاره می کردند که دکورها بازی می کنند یا با حرکات بازیگران در می آمیزند. دکور نه تنها به عنوان یک عنصر زنده عمل می کرد بلکه بدن بازیگر نیز به عنصر دیداری بدل می شد.

خصوصیت‌های صحنه های اکسپرسیونیسم:

1.1.   همنشینی شکل‌های مشابه در ترکیب ‌بندی تصویر: یکی از شگردهای معمول فیلم‌های اکسپرسیونیستی قرار دادن ادم‌ها در کنار درخت‌های از شکل افتاده است به نحوی که این دو شکل مشابهی بسازند.

...

 

موضوع : مطالب عمومی

5/10/1390 - 12:18:21

نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 42 بار بازديد شده

متن کامل نامه چارلی چاپلین به دخترش:

متن کامل نامه چارلی چاپلین به دخترش:

دخترم جرالدين, از تو دورم , ولی يک لحظه تصوير تو از ديدگانم دور نميشود.تو کجايی؟در پاريس ,روی صحنه تئاتر پرشکوه شانزه ليزه؟اين را ميدانم و چنان است که گويي در اين سکوت شبانگاهی ,آهنگ قدمهايت را ميشنوم.شنيده ام نقش تو در اين نمايش پرشکوه, نقش آن دختر زيبای حاکمی است که اسير خان تاتار شده است.

جرالدين, در نقش ستاره باش و بدرخش ,اما اگر فرياد تحسين آميز تماشاگران و عطر مستی آور گلهايی که برايت فرستاده اند به تو فرصت هوشياری داد بنشين و نامه ام را بخوان. من پدر تو هستم.امروز نوبت توست که صدای کف زدن های تماشاگران گاهی تو را به آسمانها ببرد.به آسمانها برو ولی گاهی هم به روی زمين بيا و زندگی مردم را تماشا کن; زندگی آنان که با شکم گرسنه در حالی که پاهايشان از بينوايی می لرزدو هنرنمايی می کنند. من خود يکی از ايشان بوده ام.جرالدين دخترم ,تو مرا درست نمی شناسی در آن شب های بس دور با تو قصه ها بسيار گفتم اما غصه های خود را هرگز نگفتم آن هم داستانی شنيدنی است.

داستان آن دلقک گرسنه که در پست ترين صحنه های لندن آواز می خواند و صدقه می گيرد, داستان من است.من طعم گرسنگی را چشيده ام.من درد نابسامانی را کشيده ام.و از اينها بالاتر رنج حقارت آن دلقک دوره گرد را که اقيانوسی از غرور در دلش موج می زند و سکه صدقه آن رهگذر غرورش را خرد نمی کند. با اين همه زنده ام و از زندگان پيش از آنکه بميرند حرفی نبايد زد. به دنبال نام تو نام من است :"چاپلين"

جرالدين دخترم, دنيايی که تو در آن زندگی می کنی, دنيای هنرپيشگی و موسيقی است.نيمه شب آن هنگام که از سالن پرشکوه تئاتر شانزه ليزه بيرون می آيی, آن ستايشگران ثروتمند را فراموش کن .حال آن راننده تاکسی که تو را به منزل ميرساند  بپرس .حال زنش را بپرس و اگر آبستن بود و پولی برای خريد لباس بچه نداشت ,مبلغی پنهانی در جيبش بگذار. به نماينده خود در پاريس دستور داده ام فقط وجه اين نوع خرجهای تو را بی چون و چرا بپردازد.اما برای خرجهای ديگر بايد صورت حساب ان را بفرستی.

دخترم جرالدين گاه و بی گاه با مترو و اتوبوس شهر را بگرد و مردم را نگاه کن. زنان بيوه ,کودکان يتيم را بشناس و دست کم روزی يک بار بگو:من هم از آنان هستم.تو واقعا يکی از آنان هستی و نه بيشتر.هنر قبل از اينکه دو بال به انسان بدهد اغلب دو پای او را ميشکند . وقتی به مرحله ای رسيدی که خود را برتر تماشاگران خويش بدانی, همان لحظه تئاتر را ترک کن و با تاکسی خود را به حومه پاريس برسان. من آنجا را خوب می شناسم.آنجا بازيگران همانند خويش را خواهی ديد که از قرن ها پش زيبا تر از تو ,چالاکتر از تو و مغرور تر از تو هنرنمايی ميکنند.اما در آنجا از نور خيره کننده تئاتر شانزه ليزه خبری نيست.

دخترم جرالدين ,چکی سفيد امضا برايت فرستاده ام که هر چه دلت می خواهدبگيری و خرج کنی. ولی هر وقت خواستی دو فرانک خرج کنی با خود بگو:سومين فرانک از آن من نيست.اين مال يک مرد فقير و گمنام است که امشب به يک فرانک احتياج دارد.جست و جو لازم نيست.اين نيازمندان گمنام را اگر بخواهی همه جا خواهی يافت. اگر از پول و سکه برای تو حرف می زنم برای آن است که از نيروی فريب و افسون پول ,اين فرزند بی جان شيطان خوب آگاهم. من زمانی دراز در سيرک زيسته و هميشه و هر لحظه برای بند بازان روی ريسمانی بس نازک و لرزنده نگران بوده ام. اما دخترم اين حقيقت را بگويم که مردم بر روی زمين استوار و گسترده بيشتر از بند بازان  ريسمان نا استوار سقوط می کنند.

دخترم جرالدين ,پدرت با تو حرف می زند. شايد شبی درخشش گرانبهاترين الماس اين جهان تو را فريب بدهد و آن شب است که این الماس, آن ريسمان نا استوار زير پای تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است. روزی که چهره زيبای يک اشراف زاده بی بند و بار تو را بفريبد  آن روز است که بند بازی ناشی خواهی بود. هميشه بند بازان ناشی سقوط می کنند از اين رو دل به زر و زيور نبند. بزرگترين الماس اين جهان آفتاب است که خوشبختانه بر گردن همه می درخشد. اما اگر روزی دل به مردی آفتاب گونه بستی ,با او يک دل باش و به راستی او را دوست بدار. معنی اين را وظيفه خود در قبال  اين موضوع بدان. به مادرت گفته ام که در اين خصوص برای تو نامه ای بنويسد. او از من بهتر معنی عشق را می داند. او برای تعريف "عشق "که معنی آن" يکدلی" است شايسته تر از من است.دخترم هيچ کس و هيچ چيز ديگر در اين جهان نمی توان يافت که شايسته آن باشد.دختری ناخن پای خود را برای آن عريان می کند. برهنگی بيماری عصر ما است. به گمان من تن تو ,بايد مال کسی باشد که روحش را برای تو عريان کرده است.حرف بسيار برای تو دارم ,ولی به وقت ديگر می گذارم.و با اين آخرين پيام نامه را پايان می بخشم. انسان باش, پاک دل و يکدل ;زيرا گرسنه بودن, صدقه گرفتن و در فقر مردن بارها قابل تحمل تر از پست و بی عاطفه بودن است.

پدر تو ,چارلی چاپلين 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هر چند بعضی ها می گویند این نامه مال چارلی چاپلین نیست، ولی به نظر من که جالب بود.

موضوع : مطالب عمومی

5/10/1390 - 12:17:45

نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 42 بار بازديد شده

مصاحبه با طلبه بلاگ

"يك پلان دين" اسم جالبي مي‌تواند باشد براي طلبه‌اي‌ که می‌خواهد راجع به سینما و دین گفتگو کند و در كارنامه‌ي وبلاگي‌اش نيز چندين تحليل درمورد برخي فيلم‌هاي سينمايي ايراني و خارجي را دارد. ما هم اين مصاحبه را از دريچه‌ي دوربين مي‌گيريم و با هم به تماشايش مي‌نشينيم.

 

·         شنيديد لابد كه خشت اول سینما در ایران بر بنای کج نهاده شده‌ست و طبق اطلاعات مختصر من اولین سینماگر جدی ایران عبدالحسین سپنتا بوده با فيلم (دخترلر) و اينطور سینمای ایران با ملقمه ای از دیدگاه‌های تجاری و سپس باورهای عاطفی و عشقی تاثیر گرفته از سینمای هند تولد ميشه. حالا من از شما مي‌پرسم: "كدام دين و كدام سينما"؟

هرچند كه من خودم فيلم دختر لر را نديدم و هر چه هست خواندن كتاب‌هاي تاريخ سينما بوده است، ولي به نظرم بر فرض صحت ادعاي شما، باز هم دليلي نمي‌شود كه نشود اين سينماي كذايي را اصلاح كرد.

·         پس شما هدف اصلاح سينما رو در نوشتار و نقدهاتون دنبال مي‌كنيد؟

خب منظورم از اصلاح این نیست که همه سینما فاسد هست حالا یک عده طلبه آمده‌اند و می‌خواهند این سینما را از فساد و تباهی نجات بدهند. بايد بگویم هدف ما وسعت بخشی کمی و کیفی به آثار متعالی است.

·         در مدت زماني كه بعنوان يك طلبه با سينما مواجه شديد و در كلاس اساتيدي شركت كرديد، چه ويژگي‌هايي را در سينما ديديد كه تصميم گرفتيد دين را با سينما نشان دهيد؟

عوامل مختلفی از جمله كاستن محدودیت‌های مكانی و عبور از مرزهای فیزیكی؛ وسعت و سرعت انتقال اطلاعات؛ استفاده ی آسان و راحت توده‌ها؛ مفرح بودن؛ فرهنگ‌ساز و جريان آفرين بودن، متنوع بود، جبران کمبود‌های افراد در زندگی واقعی،  ملموس كردن دانسته‌هاي ذهني، كارايي و مهمترین علت يعني قدرت تسلط این رسانه بر افکار. علاوه بر اين در عصر حاضر بهره‌گیری از سينما به عنوان رسانه ارتباطی، یك ضرورت اجتماعی و بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی نوین محسوب می‌شود و خارج ماندن افراد از گردونه رسانه‌های ارتباط جمعی‌، به معنای حذف شدن آنان از حیات اجتماعی است.

·         گويا فيلم‌هاي سينمايي كه دنبال مي‌كنيد، صرفا ايراني نيستند، معيارتان براي ديدن فيلم‌هاي خارجي چيست؟

معيار انتخاب فيلم هايم بيشتر به معرفي اساتيد سينما بر مي‌گردد و درمرتبه بعد اسم كارگردان مطرح سينما همچون چاپلين، هيچكاك، آيزنشتاين، فينچر، لينچ و بزرگاني از اين دست  مي باشد، و يا اهميت فوق العاده ي فيلم در تاريخ سينماي جهان.

·         اگر روزی می‌خواستيد فیلم‌نامهٔ ناب «اسلامی» بنويسيد، چه معيارهايي را در فيلم گزينش مي‌كرديد؟

به نظرم مهمترين مواردي كه در انتخاب من تاثير گذار است، موارد رعایت حدود شرعی؛ حفظ قداست امور مقدس؛ پرهیز از قداست‌سازی بی‌پایه؛ ارجاع مداوم مخاطب به مرجعیت دینی و پرهیز از مرجع‌سازی مجازی یا خودارجاعی‌ست؛ هم‌چنين تعالی‌بخشی به مخاطب و پرهیز از ابتذال‌گرایی در اندیشه‌ها، گرایش‌ها و کنش‌ها؛ ایجاد تولی به ولایت الهی و تبری از ولایت شیطانی در مخاطب؛ ایجاد توازن میان بخش‌های مختلف دین بر حسب اهمیت واقعی هر بخش و در نهايت ارائه تصویری جامع از دین و پرداختن به همه ابعاد دین.

·         طبق مقاله‌اي كه از آقاي يساقي گذاشته بوديد، خودتان چه ايده اي درمورد چگونگی تعامل و نزدیکی سینما به حماسه عاشورا در عصر حاضر داريد؟

من معتقدم با بخشنامه، تامين بودجه هاي هنگفت و امكانات خاص تبعيز آميز نمي توان نزديكي بين سينما و حماسه عاشورا آفريد، كه اگر مي‌شد، بايد در اين سي سال اتفاقي مي‌افتاد. راه كارهاي كه به نظرم مي رسد، دغدغه سازي حماسه عاشورا براي هنرمند است.

يعني اگر عاشورا براي كارگردان ما يا فيلمنامه‌نويس ما و يا ... دغدغه بشود، حتي اگر روزي اربابان قدرت هم بخواهند جلوي او را بگيرند نمي‌توانند واين دغدغه ايجاد نمي‌شود مگر با رساندن صحيح معارف اسلامي به هنرمندان.

·         اصلا به نظر شما می‌توان از طريق اينترنت و وبلاگ‌نويسي ارزش‌های ديني را تبليغ كرد؟

چرا كه نشود؛ البته به علت اهميت دين بايد الزاماتي كه ذكر شد رعايت شود، چون دين موضوعي نيست كه بتوان در تبليغ آن بارها و بارها آزمون و خطا كرد.

·         آيا اكنون اين الزاماتي كه اشاره كرديد رعايت مي‌شود؟

در یک کلمه نمی‌توان گفت آره یا نه؛ ولی در مجموع اگر بخواهیم با انتظاراتمان و یا بهتر است بگویم وظیفه خود بسنجیم، باید گفت نه.

·         براي ضرورت و حضور وبلاگ‌نويسان ديني، چه اقداماتي را بايد از وظائف حوزه‌ي علميه دانست؟

آشنايي طلاب با فضاي مجازي و توجيه كردن طلاب به اين موضوع كه امروزه اگر در بين وسايل ارتباط جمعي پايگاهي نداشته باشيد خود به خود حذف خواهيد شد، و حمايت طلبه‌هايي كه وارد اين عرصه مي‌شوند، چه از لحاظ معنوي و چه از لحاظ مادي مانند ايجاد قالب‌هاي متناسب با موضوعات، جمع آوري طلبه هاي وبلاگ‌نويس، ايجاد جلساتي مجازي و...

·         حمايت باز طرف چه كسي يا سازماني؟

از طرف نهادهایی مانند حوزه علمیه، دفتر تبلیغات، سازمان تبلیغات به خصوص حوزه هنری، دفاتر علما و مراجع و...

·         و آيا اين اقدامات صورت مي‌گيرد؟

به صورت جدي متاسفانه كاري انجام نمي‌گيرد، و بيشتر مربوط مي‌شود به دغدغه‌هاي طلبگي طلبه‌ها. البته طلبه‌بلاگ هم كارهايي انجام مي‌دهد ولي به نظر به صورت جدي نيست!

·         به عنوان سوال آخر؛ مهم‌ترين وظائف يك طلبه‌ي وبلاگ‌نويس را چه مي‌دانيد؟

در حال حاضر تبليغ صحيح و جامع دين اسلام و مذهب تشيع به صورت نظامدار و حساب شده مهم‌ترين وظيفه طلبه وبلاگ نويس است.

مصاحبه

موضوع : مطالب عمومی

5/10/1390 - 12:16:31

نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 42 بار بازديد شده

فرهنگ اصطلاحات سینمایی 2

فرهنگ اصطلاحات سینمایی (د تا ی)

منبع: سایت رشد

 

داخلی ( Interior )

هر صحنه ای که داخل ساختمانی یا یک محوطه بسته و سقف دار می گذرد. صحنه داخلی می تواند در دکوری ساخته شده در استودیو یا در یک ساختمان واقعی اتفاق افتد.

 

دالبی ( Dolby System )

سیستمی برای ضبط و پخش صدا که صدای مزاحم را به حداقل می رساند ، فرکانس صوتی را اصلاح می کند و برد صدا را افزایش می دهد. این سیستم را می توان به صورت استریو فونیک ( برجسته ) چند باندی در نمایش فیلم هم به کار گرفت. این سیستم توسط ری دالبی اختراع شد و نخستین بار در فیلم های مستندی که درباره موسیقی و کنسرت های راک ساخته می شد ، مورد استفاده قرار گرفت و به تدریج به خدمت فیلم های سینمایی در آمد. بعد از چند تجربه در فیلم های مختلف ، جنگ ستاره ها ( 1977 ) ، نخستین فیلمی بود که تماما با سیستم دالبی ضبط و پخش شد. این سیستم از 1977 تا امروز نقش بسیار مهمی در سینما ایفا کرده و موجب تحول صدای چند جهته شده است و تماشاگر فیلم هایی با صدای دالبی می تواند ، صدا را از چپ و راست و جلو و پشت سرش بشنود.

ادامه دارد...

موضوع : مطالب عمومی

5/10/1390 - 12:16:08

نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 42 بار بازديد شده

آن سوی میله ها

چند روز پیش (۲۵ صفر) بود که همراه با آقای مشهدی برای ساخت مستندی به زندان مرکزی شهر بجنورد رفتیم.

من هم مثل همه ذهنیتی که در مورد زندان داشتم، همان چیزی بود که در فیلم ها دیده بودم، انسان هایی که همه به دنبال فرار هستند، محیطی مخوف، پر از میله و مامور مراقب، همراه با شبکه های قدرت درون زندانی و...

ولی وقتی اونجا را دیدم یک جورایی همه تصوراتم به هم ریخت، مثلا یک سالن آمفی تئاتر با 250 صندلی، 4 تا دو تار، چند تا دف، سالن بدن سازی، مکان برای کشتی گیری جوخه، زمین فوتبال، والیبال، تنیس ، تمام محل سرامیک آبی و سفید، کلاس های مشاوره و... (البته این بخش مشاوره بود، بخش های دیگر نیز از جمله بازداشتگاه و... داشت که به این تمیزی نبود، من هم ندیدم و فقط از زندانی ها شنیدم)

خلاصه هر چی با خودم فکر کردم برای حل نشد که نشد! مثلا این ها از کارشون پشیمان می شوند!

(در ادامه از خاطرات بیشتر می نویسم)

 

موضوع : مطالب عمومی

5/10/1390 - 12:14:16

نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 42 بار بازديد شده

اطلاعات

آمار بازديد:
بازديد امروز : 22 نفر
بارديد ديروز : 44 نفر
بازديد کلي : 34836 نفر
آمار مطالب :
کل مطالب : 62
کل نظرات : 22

اخبار سایت

هیچ خبری در این قسمت وجود ندارد !


لینک دوستان

تبلیغات و آگهی رایگان

عشق بی پایان

منتخبین دور اول مسابقه تبیان

•ܓܨܓܨ ღخرابه دلღ ܓܨܓܨ•

هم آواز

امین

نوین تصویر

زیر آسمان دنیای مجازی

امید رئیس دهکده جهانی

100 فیلم برتر تاریخ سینما

ماهنامه فیلم

صد فیلم

سینما چهار: جمعه ها ساعت 20:30

سینما یک : پنجشنبه ها ساعت 22

مستند چهار: سه شنبه ها: ساعت 21:15

سینما اقتباس: یکشنبه ها ساعت 20:30

پایگاه خبری سینمای ما

امیر قادری

دانشنامه آنلاین فارسی (بعضی از مقالات برگزیده نویسنده این وبلاگ)

یک پلان دین قبلی


مطالب گذشته
15 مطلب اخیر :
· تاریخچه‌ی پیدایش تلویزیون
· مستند "سفیران مهربانی"
· دیوید فینچر و بازی
· کابالا 2
· مقایسه ایران و غرب
· فرهنگ اصطلاحات سینمایی 1
· تاوان آزادی -نقد فیلم نجات سرباز رایان- 4
· قصه های قران
· شاخصه سینمای اسپیلبرگ (3)
· كارنامه حرفه اي اسپيلبرگ (2)
· اولین گام. برای ...
· استيون اسپيلبرگ
· مقاله تصویر روز حماسه
· تدريج = تخريب
· یک جمله زیبا

لیست صفحات

نمایش صفحه ی 1 از 5 (15 نمایش در هر صفحه )

صفحه اصلي | جستجو | دريافت فايل | آرشيو اخبار | تماس با ما
یک پلان دین

Copyright © 2006-2009 cinema - Design: Template.vcp.ir

تمامی حقوق مطالب، تصاویر و طرح قالب برای سینما + دین = سینمای دینی محفوظ است، نقل و استفاده از آنها در سایت ها و نشریات تنها با ذکر منبع مجاز میباشد

Powered By VCPanel and Hosted By vcp.ir